تبلیغات
خاطرات فرات - اخنیاری است چار دیواری!
تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1391 | 11:53 ق.ظ | نویسنده : محمد زارع پور
با عرض پوزش از محضر دوستان عزیز ! ما همیشه از تاریخ عقبیم .شعر میلاد حضرت

امیر المومنین تازه تموم شد .یا علی !

چار دیوار کعبه را بشکن  از ترک خوردنش چه غم داری

تو جهان را به هم بریز آقا   اختیاری است   چار دیواری

مومنون تولدت یا هو         جبرییل است یا شما یا هو؟

که قلم را به عرش می بری و سوره ها را فرود می آری؟

چه بگویم که در خورت باشد  کسر شان شماست رد الشمس

وقتی یک بچه در کویر حجاز  از زمین چشمه می کند جاری

مثل الجنه التی وعدالـ    متقونی که گفته شد این است

طرحی از ناز چشمتان که شده روی آیینه ای نگهداری

چشمتان بر گلی سیاه افتاد    شکل آدم شد و به راه افتاد

ماه رویت در آب چاه افتاد     برده ای شد عزیز درباری

موجهای سکوت را با حرف    قطره های حضور را بااشک

چقدر ماهرانه می سازی    چقدر عاشقانه می باری

طرح عالم که شاهکار خداست  ساختش قطعاً ابتکار شماست

باید انگشت بر دهن باشند    خبره های فنون معماری

آتش عشق تا که شعله کشید  در دلم یا علی زبانه کشید

روبروی لبم شدند به صف     شیشه عطرهای عطاری

رعد هو هوی ذوالفقار شماست  که به رقص جنون در َآمدو برق

باز پخشی ز برق تیغ شماست که خدا کرده عکسبرداری

اسم اعظم که هست در مشتت   کاف و نون چرخش سر انگشتت

یک زره هم نبسته ای پشتت   چونکه کرار غیر فراری

این که آقا گرفته ای در دست     در فولاد پوش یک قلعه است

چقدر هم برایتان ساده است    یک پر کاه بود انگاری

تا جهان بوده و زمان دیده     کسی از مادرش نزاییده

که تو باشی درون میدان و او کند ادعای سرداری

تو اگر گل کنی به جلوه گری      لیله القدر قدر مختصری

قدرها تا به قدرتان برسند       قرنها می کشند بیداری

مرد رویایی نظر خورده     زخم شمشمیر پشت در خورده
   

بر سر سفره ات سحر خورده        سحری های ما ه افطاری

واژه از جنس نو ر باید داشت    که برای تو با غزل گل کاشت

شرمسارم که باز این شعرم پر شد از واِژه های تکراری


  • سیستان منت
  • خنجر
  • کارت شارژ همراه اول