تبلیغات
خاطرات فرات - مادر پا به ماه
تاریخ : دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 | 07:15 ق.ظ | نویسنده : محمد زارع پور
تقدیم به ساحت قدسی و ملکوتی مولی الموحدین ، حضرت وصی، امیرالمومنین

حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام)




خانه  دوست  را  به  خاطر دوست  مادری  پا به ماه میگیرد                  


 چار چشمی چهار ضلع حرم چشم در چشم شاه می گیرد



به در بسته خورد وقت طواف کنج دیوار را گرفت و شکافت              


دختر  شیر  از  دل  دیوار            یک در دلبخواه می گیرد



مردی آمد که با دلاوری اش   با سلحشور ی و تکاوری اش               


عرش  بر  شانه های  حیدری اش  رتبه و جایگاه می گیرد



عمر و مرحب که جای خود دارد  اگر این مرد تیغ بردارد                  


  ملک الموت  مثل  یک بچه زیر دستش پناه می گیرد



احتیاجی به ذوالفقارش نیست،شیهه اسب جنگی اش کافی است 


 دو  سه  تا  چرخش  و  بتاز و بایست جرات از هر سپاه می گیرد



بسکه خورشید جابجا می کرد و از این دست کارها می کرد                  


 عقل   در اولین   نظر    او     را   با خدا    اشتباه می گیرد



در قماری که من یمت یرنی ، کی ضرر می کند شبیه منی                   


عمر می بازد و به باختنی ،  از دو چشمش نگاه می گیرد



جلوی چشم کعبه سمت نجف ، رو به حیدر نماز می خوانم   


کار من را کدام قبله شناس  به  حساب  گناه   می گیرد ؟



بی خیال پل صراطم من   ، تازه بر فرض هم که افتادم


تا به آتش بیفتم از روی پل ، او  مرا  بین راه می گیرد



وای ، راه و نگاه مردی که ، در دلش داشت کوه دردی که


سوخت از داغ کوچه گردی که ، پرده بر روی ماه می گیرد



ماه در کوچه راه گم کرده ، شاه در کوچه ماه گم کرده


می شود حدس زد چرا خورشید ، سر در آغوش چاه می گیرد


استخوان در گلوی مولا نیست ، که در آن خانه هست و زهرا  نیست؟


بچه ها این صدای بابا نیست ،    که دم   آه   آه     می گیرد  ؟


آه  در ، آه شعله ، آه پسر ، پنجه گرگ و صورت همسر


آه از  لحظه ای  که  پهلوی  مادری  پاه به ماه می گیرد



  • سیستان منت
  • خنجر
  • کارت شارژ همراه اول